تبلیغات
پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان - مطالب کرسی های آزاداندیشی ، دیدگاه ها ، راهکارها ، موانع و انتظارات از (حوزه و دانشگاه)

پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

فرزندان و برادران عزیز

با همه مضمون نامه شما موافقم و از شما و همفكرانتان در حوزه و دانشگاه مى‌خواهم كه این ایده‌ها را تا لحظه عملى‌شدن و ثمر دادن، هر چند دراز مدت، تعقیب كنید. نه مأیوس و نه شتابزده، اما باید این راه را كه راه شكوفائى و خلاقیت است به هر قیمت پیمود. این انقلاب باید بماند و برنامه تاریخى و جهانى خویش را به بار نشاند و همین كه این عزم و بیدارى و خودآگاهى در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده است، همین كه این نسل از افراط و تفریط، رنج مى‌برد و راه ترقى و تكامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خودباختگى و تقلید»، بلكه در نشاط اجتهادى و تولید فكر علمى و دینى مى‌داند و مى‌خواهد كه شجاعت نظریه پردازى و مناظره در ضمن وفادارى به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بیدار شود و اراده كرده است كه سؤالات و شبهات را بى‌پاسخ نگذارد، خود، فى نفسه یك پیروزى و دستاورد است و باید آن را گرامى داشت و آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل میان «هرج و مرج» و «دیكتاتورى» را شناسائى و تثبیت كنند، دوران جدید آغاز شده است. آرى، نباید از «آزادى» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به كالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل كرد چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاكى و مسئولیت گریزى لغزید. آن روز كه سهم «آزادى»، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه یكجا و در كنار یكدیگر اداء شود، آغاز روند خلاقیت علمى و تفكر بالنده دینى در این جامعه است و كلید جنبش «تولید نرم افزار علمى و دینى» در كلیه علوم و معارف دانشگاهى و حوزوى زده شده است. بى‌شك آزادیخواهى و مطالبه فرصتى براى اندیشیدن و براى بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادى»، یك مطالبه اسلامى است و «آزادى تفكر، قلم و بیان»، نه یك شعار تبلیغاتى بلكه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است. من عمیقاً متأسفم كه برخى میان مرداب «سكوت و جمود» با گرداب «هرزه گوئى و كفرگوئى»، طریق سومى نمى‌شناسند و گمان مى‌كنند كه براى پرهیز از هر یك از این دو، باید به دام دیگرى افتاد. حال آن‌كه انقلاب اسلامى آمد تا هم «فرهنگ خفقان و سرجنبانیدن و جمود» و هم «فرهنگ آزادى بى‌مهار و خودخواهانه غربى» را نقد و اصلاح كند و فضائى بسازد كه در آن، «آزادى بیان»، مقید به «منطق و اخلاق و حقوق معنوى و مادى دیگران» و نه به هیچ چیز دیگرى، تبدیل به فرهنگ اجتماعى و حكومتى گردد و حریت و تعادل و عقلانیت و انصاف، سكه رائج شود تا همه اندیشه‌ها در همه حوزه‌ها فعال و برانگیخته گردند و «زاد و ولد فرهنگى» كه به تعبیر روایات پیامبر اكرم (ص) و اهل بیت ایشان (علیهم‌السّلام)، محصول «تضارب آراء و عقول» است، عادت ثانوى نخبگان و اندیشه‌وران گردد. بویژه كه فرهنگ اسلامى و تمدن اسلامى همواره در مصاف با معضلات جدید و نیز در چالش با مكاتب و تمدنهاى دیگر، شكفته است و پاسخ به شبهه نیز بدون شناخت شبهه، ناممكن است. اما متأسفانه گروهى بدنبال سیاست زدگى و گروهى بدنبال سیاست زدائى، دائماً تبدیل فضاى فرهنگى كشور را به سكوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب وار، مى‌خواهند تا در این بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون، بتوانند تأثیرگذار و جریان ساز باشند و سطح تفكر اجتماعى را پائین آورده و همه فرصت ملى را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیرى‌هاى غلط و منحط قبیله اى یا فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خرد و احساس، ساكت و مسكوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، بركنار و در حاشیه مانده و منزوى، خسته و فراموش شوند. در چنین فضائى، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها، تكرارى و ثابت و سطحى و نازل مى‌گردد، هیچ فكرى تولید و حرف تازه اى گفته نمى‌شود، عده‌اى مدام خود را تكرار مى‌كنند و عده‌اى دیگر تنها غرب را ترجمه مى‌كنند و جامعه و حكومت نیز كه تابع نخبگان خویش اند، دچار انفعال و عقبگرد مى‌شوند. چنانچه در نامه خود توجه كرده‌اید، براى بیدار كردن عقل جمعى، چاره اى جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضاى انتقادى سالم و بدون آزادى بیان و گفتگوى آزاد با «حمایت حكومت اسلامى»و «هدایت علماء و صاحبنظران»، تولید علم و اندیشه دینى و در نتیجه، تمدن سازى و جامعه پردازى، ناممكن یا بسیار مشكل خواهد بود. براى علاج بیمارى‌ها و هتاكى‌ها و مهار هرج و مرج فرهنگى نیز بهترین راه، همین است كه آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود. بنظر مى‌رسد كه هر سه روش پیشنهادى شما یعنى تشكیل 1) «كرسى‌هاى نظریه‌پردازى» 2) «كرسى‌هاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و 3) «كرسى‌هاى نقد و مناظره»، روشهائى عملى و معقول باشند و خوب است كه حمایت و مدیریت شوند بنحوى كه هر چه بیشتر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دكانداران و فریبكاران و راهزنان راه علم و دین، تنگ‌تر شود.

باید «تولید نظریه و فكر»، تبدیل به یك ارزش عمومى در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاى گوناگون عقل نظرى و عملى، از نظریه‌سازان، تقدیر بعمل آید و به نوآوران، جایزه داده شود و سخنانشان شنیده شود تا دیگران نیز به خلاقیت و اجتهاد، تشویق شوند. باید ایده‌ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامى با یكدیگر رقابت كنند و مصاف دهند تا جهان اسلام، اعاده هویت و عزت كند و ملت ایران به رتبه اى جهانى كه استحقاق آن را دارد بار دیگر دست یابد.

من بر پیشنهاد شما مى‌افزایم كه این ایده چه در قالب «مناظره‌هاى قانونمند و توأم با امكان داورى» و با حضور «هیئت داورى علمى» و چه در قالب تمهید «فرصت براى نظریه‌سازان» و سپس «نقد و بررسى» ایده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخى قلمروهاى فكر دینى یا علوم انسانى و اجتماعى نیز نماند بلكه در كلیه علوم و رشته‌هاى نظرى و عملى (حتى علوم پایه و علوم كاربردى و ...) و در جهت حمایت از كاشفان و مخترعان و نظریه‌سازان در این علوم و در فنون و صنایع نیز چنین فضائى پدید آید و البته براى آن‌كه ضریب «علمى بودن» این نظریات و مناظرات، پائین نیاید و پخته گوئى شود و سطح گفتگوها نازل و عوامانه و تبلیغاتى نشود، باید تمهیداتى اندیشید و قواعدى نوشت. این‌جانب با چنین طرحهائى همواره موافق بوده‌ام و از آن حمایت خواهم كرد و از شوراى محترم مدیریت حوزه علمیه قم مى‌خواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همكارى و مشاركت «اساتید و محققین برجسته حوزه»، براى بالندگى بیشتر فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسیر و سایر موضوعات تحقیق و تألیف دینى، و نیز فعال كردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظرى و عملى جامعه»، تدارك چنین فرصتى را ببینند. از شوراى محترم انقلاب فرهنگى و بویژه ریاست محترم آن نیز مى‌خواهم كه این ایده را در اولویت دستور كار شورا براى رشد كلیه علوم دانشگاهى و نقد متون ترجمه اى و آغاز «دوران خلاقیت و تولید» در عرصه علوم و فنون و صنایع و بویژه رشته‌هاى علوم انسانى و نیز معارف اسلامى قرار دهند تا زمینه براى اینكار بزرگ بتدریج فراهم گردد و دانشگاههاى ما بار دیگر در صف مقدم تمدن سازى اسلامى و رشد علوم و تولید فناورى و فرهنگ، قرار گیرند. بى‌شك هر دو نهاد از طرحهاى پیشنهادى فضلاء دانشگاهى و حوزوى و از جمله طرح شما، استفاده خواهند كرد تا با رعایت همه جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمى» و «نظریه پردازى روشمند» را در كلیه قلمروهاى علمى حوزه و دانشگاه، نهادینه و تشویق كنند. امیدوارم كه مراحل اجراء این ایده، دچار فرسایش ادارى نشده و تا پیش از بیست و پنجمین سالگرد انقلاب، نخستین ثمرات مهم آن آشكار شده باشد.  واللَّه المستعان.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه

16/11/1381

بیانات در دیدار گروهى از فضلاى حوزه‌ى علمیه‌ى قم 29/10/1382

...(پ 12)انجمن فلسفه‌اى هم كه جناب آقاى «فیاضى» گفتند، فكر بسیار خوب و درستى است. البته چند سال قبل من شبیه این حرف را با بعضى از دوستان در قم مطرح كردم و گفتم یك باشگاه فلسفى یا باشگاه فلسفه‌گرایان تشكیل شود؛ الان هم عرض مى‌كنم كه خوب است انجمن فلسفه‌ى اسلامى یا انجمن حكمت اسلامى تشكیل شود. این جزو طرحهاى بسیار مفید است. بناى خوبى به‌وجود آید یا از بناهایى كه وجود دارد، تصرف شود و براى این كار تجهیز گردد. سالن سخنرانى ایجاد كنند، محل درس بگذارند و میزگرد تشكیل دهند. نهضت آزاداندیشى‌اى كه مطرح شد و بعضى از آقایان هم استقبال كردند، یكى از بهترین جاهایش همین جاست. افراد بنشینند نظرات و حرفها و استدلالهاى خود را بگویند؛ اساتید فرصت پیدا كنند و بیایند شاگردان فلسفى خود را ببینند؛ ببینند اینهایى كه طبقه‌ى دوم آنها هستند، چه كسانى‌اند. بعضى از شما آقایان درس جناب آقاى جوادى یا جناب آقاى مصباح را درك كرده‌اید، شاید هم درك نكرده‌اید. اساتید بیایند شاگردانشان، شاگردان شاگردانشان و یا طلاب علاقه‌مندشان را از نزدیك ببینند؛ حرفى بزنند و یا سخنرانى كنند؛ كار بسیار خوبى است و من با آن موافقم و هرچه بشود كمك كرد، من كمك مى‌كنم.

بیانات در صحن جامع رضوى مشهد مقدس 01/01/1383

...(پ 12)پاسخگویى باید به معناى صحیح كلمه وجود داشته باشد. باید دستگاه‌هاى فرهنگى كشور - چه آنچه مربوط به دولت است، چه آنچه زیرمجموعه دولت نیست، مثل صدا و سیما - روشن كنند كه در مقابل تهاجم گسترده‌ى فرهنگى دشمنان چه تدابیرى را براى اعتلا و بارور كردن فرهنگ اسلامى و انقلابى و عمومیت بخشیدن به نقاط برجسته‌ى آن به‌كار بسته‌اند. دستگاه‌هاى اقتصادى هم بیان كنند كه براى بارور كردن اقتصاد كشور، پر كردن شكاف طبقاتى، برطرف كردن فقر و محرومیت از طبقات محروم كشور و آباد كردن این كشور پربركت و قابل آبادى در همه‌ى مناطق وسیع آن، چه تلاشى انجام داده‌اند. دستگاه‌هاى علمى كشور - كه مدیران آن در دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علمیه‌ى كشورند - مشخص كنند كه براى تولید علم، آزاداندیشى علمى و تضارب افكار - كه ما از دانشگاه و حوزه این مسائل را مطالبه كردیم - چه تلاش و كار بزرگى را انجام داده‌اند؛ چقدر پیش رفته‌اند و چه كارهاى دیگرى را بایستى انجام دهند.

بیانات در صحن جامع رضوى 01/01/1384

...(پ 7)این‌كه ما هر سالى را به نامى و با شعارى موسوم مى‌كنیم و سال را با این نام و با این شعار آغاز مى‌كنیم، صرفا یك عمل تشریفاتى نیست. البته اسم‌ها مهم نیست؛ مهم مسماست؛ لیكن این نامگذارى‌ها به ما و ملت و مسؤولان نشان مى‌دهد كه چه مى‌خواهیم و دنبال چه هستیم یا باید به دنبال چه باشیم. سال رفتار علوى، هدف والاى ملت ایران و تكلیف بزرگ مسؤولان و دولتمردان را مشخص مى‌كند. سال خدمت‌رسانى یا سال پاسخگویى، همه‌ى خطوطى را كه مسؤولان كشور و همه‌ى ما باید دنبال كنیم، به ما نشان مى‌دهد. این شعارها در واقع مطالبات ملت از ما مسؤولان است. اگر نهضت عدالتخواهى مطرح مى‌شود، یا اگر نهضت نرم‌افزارى و تولید علم به‌عنوان یك جنبش عمومى مطرح مى‌شود، یا اگر نهضت آزاداندیشى مطرح مى‌شود، براى این است كه همه‌ى مسؤولان و همه‌ى آحاد ملت احساس كنند كه در این جهت مسؤولیت دارند. كشور به این شعارها نیاز دارد. البته مى‌دانیم كه بسیارى از این شعارها در سالهاى خود به‌طور كامل تحقق پیدا نكرده است؛ لیكن كارهاى زیادى هم صورت گرفته است. هر سال باید با تجربه‌هاى سالهاى پیش، هم ملت و هم دولت راه خود را به سمت هدفهاى والاى این ملت و این كشور طى كنند و گامها را محكم‌تر و استوارتر بردارند.

بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان كرمان 19/02/1384

...(پ 49)باید روى مسائل فكر كرد. عزیزان من! روى مسائل فكر كنید تا به نتیجه برسید. نهضت آزادفكرى‌یى كه من پیشنهاد كردم در دانشگاه و حوزه راه بیفتد، براى همین است. تریبون‌هاى آزاد بگذارند و با هم بحث كنند؛ منتها نه متعصبانه و لجوجانه و تحریك شده‌ى به‌وسیله‌ى جریانات سیاسى و احزاب سیاسى كه فقط به فكر آینده‌ى كوتاه‌مدت و مقاصد خودشان هستند و براى انتخابات و امثال آن از جوان‌ها استفاده مى‌كنند؛ بلكه براى پخته شدن، ورز خوردن و ورزیده شدن و با هدف آماده شدن براى ادامه‌ى این راه طولانى و دشوار، اما بسیار خوش‌عاقبت.

بیانات در دیدار كارگزاران نظام 08/08/1384

...(پ 18) بنده به معناى حقیقى و وسیع كلمه معتقد به آزادى بیانم؛ منتها برخى از حرفها جایش در منبرهاى عمومى نیست؛ جایش در مباحث تخصصى است. بله، چند نفر فقیه بنشینند، چند نفر حقوقدان بنشینند، چند نفر فیلسوف بنشینند، چند نفر جامعه‌شناس بنشینند درباره‌ى اساسى‌ترین مسائل و درباره‌ى اصل توحید با هم بحث كنند؛ یكى رد كند، یكى قبول كند، یكى استدلال كند؛ بعد هم پخش بشود و جلوى چشم مردم قرار بگیرد؛ اما در محافل تخصصى این كار باید انجام بگیرد. درباره‌ى بینات انقلاب هم همین‌طور است؛ درباره‌ى مسائل اساسى نظام جمهورى اسلامى هم همین‌طور است؛ در مجالس تخصصى بحث انجام بگیرد. این نهضت آزادفكرى كه ما مطرح كردیم، براى همین است. البته دانشگاه‌ها و حوزه‌ها اول حركت خوبى از خود نشان دادند و تجاوب كردند؛ لیكن عملا من در صحنه چیزى مشاهده نمى‌كنم. محافل علمى راه بیندازند و بحث كنند؛ اما اگر قرار شد یك نفر اغواگرانه مطلبى را كه در حوزه‌ى تخصصى باید به بحث و جدل و استدلال طرفینى گذاشته شود، براى عامه‌ى مردم بیان كند، این آزادى بیان نیست. البته اینها اختلافات فكرى و سیاسى و اختلاف و شكاف بین اركان حاكمیت نظام است كه مى‌تواند به كشمكش نرسد. چند سال تلاش داشتند این كار را بكنند؛ یعنى بین اركان حاكمیت اختلاف بیندازند. پیداست كه وقتى بین مسؤولان اصلى كشور كشمكش و دعوا و اختلاف بود و همدیگر را قبول نداشتند و دائم به فكر ضربه‌زدن به هم بودند، كارها پیش نمى‌رود. خوشبختانه برخى از مسؤولان هوشیارانه زیر بار نرفتند و اجازه ندادند؛ و الا دشمن برنامه‌اش خیلى وسیع بود.

دیدار مسؤولان و كارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب اسلامی    29/03/1385

(شاخص اصولگرایی ) اصل ششم، تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى است. آزادى را نباید بد معنا كرد. آزادى یكى از بزرگترین نعمتهاى الهى است كه یكى از شعبش آزاداندیشى است. بدون آزاداندیشى، این رشد اجتماعى، علمى، فكرى و فلسفى امكان ندارد. در حوزه‌هاى علمیه، دانشگاه و محیطهاى فرهنگى و مطبوعاتى، هو كردن كسى كه حرف تازه‌اى مى‌آورد، یكى از بزرگترین خطاهاست؛ بگذارید آزادانه فكر كنند. البته من فهم غلط از آزادى را تأیید نمى‌كنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اینكه مرتباً گاز سمّى تولید كند و در فضاى فرهنگى یا سیاسى كشور بدمد، تأیید نمى‌كنم؛ من براندازى خاموش را - آن‌چنانى كه خود امریكاییها گفتند و عواملشان چند سال قبل در اینجا سادگى و بى‌عقلى كردند و به زبان آوردند - برنمى‌تابم و رد مى‌كنم؛ اما توسعه‌ى آزادى و رها بودن میدان براى پرورش فكر و اندیشه و علم و فهم، ربطى به اینها ندارد. ظرافتى لازم است كه آدم این دو منطقه را از همدیگر باز بشناسد و مرز اینها را معین بكند. آزادى و آزاداندیشى ، یكى از مبانى اصلى اصولگرایى است.

دیدار با روحانیون 17/08/1385

...(پ 26) آزادفكرى و عقلانیت شیعه، این دو عنصر در كنار هم، مایه‌ى افتخار ماست. تفكرات شیعه، عقلانى است. ما از اول تشیع در تعالیم ائمه (علیهم‌السلام) به سوى عقل، منطق و استدلال سوق داده شدیم و همین‌طور هم باید عمل بكنیم؛ حتى در فقه. شما ببینید شاگردان برجسته‌ى امام صادق و امام باقر (علیهما السلام) در مواردى با حضرت طورى حرف مى‌زدند كه حضرت با آنها استدلالى حرف مى‌زدند. «یعرف هذا و اشباهه من كتاب الله عزوجل: ما جعل علیكم فى الدین من حرج»؛ یعنى به «زراره» یاد مى‌داد كه این‌طورى باید از كتاب خدا استفاده كنى؛ یعنى امام روش اجتهاد و استنباط از قرآن را به او یاد مى‌دهد. ما از اول این طورى رشد كردیم؛ شیعه عقلانى و با آزادفكرى رشد كرده است. این را باید قدر دانست و دنبال كرد.

دیدار با دانشجویان          18/08/1385

...(پ 17)حرف اصلى ما امروز این است كه نه با توقف در گذشته و سركوب نوآورى مى‌توان به جایى رسید، نه با رهاسازى و شالوده‌شكنى و هرج و مرج اقتصادى و عقیدتى و فرهنگى مى‌توان به جایى رسید؛ هر دو غلط است. آزادى فكر؛ همان نهضت آزادفكرى كه ما دو، سه سال قبل مطرح كردیم و البته دانشجوها هم استقبال كردند؛ اما عملا آن كارى را كه من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه. من گفتم كرسیهاى آزاداندیشى بگذارید. البته حالا اینجا الان یادم آمد كه در گزارشهاى مربوط به دانشگاههاى سمنان خواندم كه خوشبختانه مجموعه‌هاى فعال دانشجویى در سمنان با همدیگر مناظرات آزاد دارند. اگر این گزارش كه به من دادند، دقیق باشد، بسیار چیز مثبت و خوبى است.

(پ 18)مسئله‌ى آزاداندیشى ‌اى كه ما گفتیم، ناظر به این است. باید راه آزاداندیشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مدیریت كرد تا به ساختارشكنى و شالوده‌شكنى و بر هم زدن پایه‌هاى هویت ملى نینجامد. این كار، مدیریت صحیح لازم دارد. چه كسى باید مدیریت كند؟ نگاهها فورا مى‌رود به سمت دولت و وزارت علوم و...؛ نه، مدیریتش با نخبگان است؛ با خود شماست؛ با اساتید فعال، دانشجوى فعال و مجموعه‌هاى فعال دانشجویى. حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پیدا كردن حرف نو حركت كنید؛ اما مراقب باشید كه این حرف نو در كدام جهت دارد حركت مى‌كند؛ در جهت تخریب یا در جهت ترمیم و تكمیل؛ اینها با هم تفاوت دارد. این وظیفه‌اى است به عهده‌ى خود شماها. امثال بنده كه مسئول هستیم؛ البته مسئولیتهایى داریم و شكى نیست در این زمینه‌ها؛ اما كار، كار خود شماهاست. گمان نكنید كه نهضت آزاداندیشى و حركت تحول و شجاعت در كارهاى گوناگون را، به جاى شما كه دانشجو هستید یا محقق هستید یا استاد هستید، ممكن است مسئولان دولتى یا بنده بیاییم انجام بدهیم؛ نه، من نقشم این است كه بیایم بگویم این كار را خوب است بكنیم.نهضت نرم‌افزارى و جنبش نرم‌افزارى و نهضت تولید علم را ما مطرح كردیم؛ الان حدود ده سال مى‌گذرد و امروز یك غوغایى راه افتاده است. چه كسى این را راه انداخته؟ من كه یك كلمه بیشتر نگفتم. این كار را شما كردید؛ محقق ما، جوان ما و استاد ما؛ تحول از این قبیل است. وظیفه‌ى نخبگان فكرى و فرهنگى جامعه و حوزه و دانشگاه، مدیریت این تحول است. نه باید تحولات را سركوب كرد، نه باید تسلیم هر تحولى شد. خوب، این تحول براى چیست؟ براى پیشرفت. پیشرفت چیست؟ باید آن را معنا كنیم.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از اساتید، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه‏هاى علمیه كشور    08/09/1386

یكى از موضوعاتى كه حتماً لازم است من عرض بكنم، مسئله‏ى آزاداندیشى است كه در بعضى از صحبتهاى آقایان بود. چرا این كرسیهاى آزاداندیشى در قم تشكیل نمیشود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزه‏هاى علمیه‏ى ما، همیشه مركز و مهد آزاداندیشى علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار میكنیم و نظیرش را نداریم در حوزه‏هاى درسىِ غیر حوزه‏ى علمیه، كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال میكند، هیچ ملاحظه‏ى استاد را هم نمیكند. استاد هم مطلقاً از این رنج نمیبرد و ناراحت نمیشود؛ این خیلى چیز مهمى است. خوب، این مال حوزه‏ى ماست. در حوزه‏هاى علمیه‏ى ما، بزرگانى وجود داشته‏اند كه هم در فقه سلیقه‏ها و مناهج گوناگونى را میپیمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‏تر؛ فیلسوف بود، عارف بود، فقیه بود، اینها در كنار هم زندگى میكردند، با هم كار میكردند؛ سابقه‏ى حوزه‏هاى ما اینجورى است. یكى، یك مبناى علمى داشت، دیگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه كنید، از این قبیل مشاهده میكنید.

مرحوم صاحب حدائق با مرحوم وحید بهبهانى، نقطه‏ى مقابل؛ هر دو در كربلا زندگى میكردند؛ معاصر، مباحثه هم میكردند با هم. یك شب در حرم مطهر سیدالشهدا (سلام‏اللَّه‏علیه) اینها سر یك مسئله‏اى شروع كردند بحث كردن، تا اذان صبح این دو نفر روحانى ایستاده - حالا وحید بهبهانى آنوقت نسبتاً جوان بوده، اما صاحب حدائق پیرمردى هم بوده - بحث كردند! مباحثه هم میكردند با هم، منازعه هم میكردند، اما هر دو هم بودند، هر دو هم درس میگفتند. من شنیدم كه شاگردان وحید - كه وحید تعصب شدیدى علیه اخباریها داشت - مثل صاحب ریاض و بعضى دیگر از شاگردان وحید، میرفتند درس صاحب حدائق هم شركت میكردند! اینجورى بوده؛ ما تحمل را در حوزه باید بالا ببریم. خوب، یكى مشرب فلسفى دارد، یكى مشرب عرفانى دارد، یكى مشرب فقاهتى دارد، ممكن است همدیگر را هم قبول نداشته باشند. من چند ماه پیش از این، در مشهد گفتم كه مرحوم آ شیخ مجتبى‏ قزوینى (رضوان‏اللَّه تعالى علیه) مشرب ضدیت با فلسفه‏ى حكمت متعالیه، مشرب ملاصدرا، داشت - ایشان شدید، در این جهت خیلى غلیظ بود - امام (رضوان اللَّه علیه) چكیده و زبده‏ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمینه‏ى فلسفى‏اش، در زمینه‏ى عرفانى هم همینجور است. خوب، مرحوم آ شیخ مجتبى‏ نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج میكرد تا وقتى زنده بود. ترویج هم از امام كرد؛ ایشان بلند شد از مشهد آمد قم، دیدن امام. مرحوم آ میرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مكتب بود، اما ایشان جبهه رفت. با تفسیر حمد امام كه در تلویزیون پخش میشد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ایشان، هم مرحوم آقاى مروارید، اما حمایت میكردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سیاسى، اجتماعى، رفاقتى، با هم مأنوس؛ همدیگر را تحمل میكردند. در قم باید اینجورى باشد.

یك نفرى نظر فقهى میدهد، نظر شاذّى است. خیلى خوب، قبول ندارید، كرسى نظریه‏پردازى تشكیل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بیایند این نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ اشكال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده میشود همینجور، نظر معارفى و كلامى‏اى داده میشود همینجور. مسئله‏ى تكفیر و رمى و این حرفها را بایستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ یك گوشه‏اى از حرفشان با نظر بنده‏ى حقیر مخالف است، بنده دهن باز كنم رمى كنم؛ نمیشود اینجورى، این را باید از خودِ داخل طلبه‏ها شروع كنید. این یك چیزى است كه جز از طریق خودِ طلبه‏ها و تشكیل كرسیهاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفكرى و آزاداندیشى كه عرض كردیم، ممكن نیست. این را عرف كنید در حوزه‏ى علمیه؛ در مجلات، در نوشته‏ها گفته شود. یك حرف فقهى یك نفر میزند، یك نفر رساله‏اى بنویسد در ردّ او؛ كسى او را قبول ندارد، رساله‏اى در ردّ او بنویسید. بنویسند، اشكال ندارد؛ با هم بحث علمى بكنند. بحث علمى به نظر من خوب است.

ابلاغ سیاست‌های كلی برنامه پنجم توسعه توسط رهبر معظم انقلاب 21/10/1387

موضوعات

به گالری تصاویر دیدنی پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان خوش آمدید

آرشیو سایت

نظرسنجی

    به نظر شما آیا نظام آموزش و پرورش كشور در حوزه تربیت اسلامی موفق بوده است ؟



  • فهرست مطالب پ‍ژوهشكده بنیان

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید ماه آینده :
  • تعداد کل اخبار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :