پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان

عروس فاطمه امشب به پاس یاری قرآن

برای سنگر الله اکبر، اکبر آورده

جوانان را بشارت ده خدا از نسل پیغمبر

برای جانفشانی بر جوانان رهبر آورده

  میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام

الگوی برتر جوانان : درس هایی از زندگی نیمروزه یك جوان عاشورایی

جوان مسلمان ایرانی می خواهد تا آن رستگاری نزدیكی كه فراروی اوست، چراغی از دانایی و بینایی بیفروزد؛ چراغی كه روشنگری خویش را از سرمایه های پربرگ و بار اسلامی وام گیرد.

واقعه عاشورا یكی از این سرمایه ها و شاید بزرگ ترین هزینه ای است كه برای مانایی آموزه های اسلامی پرداخت شده است. عاشورا، حادثه ای نیست كه در یك نیمروز گرم و غمناك اتفاق افتاده باشد و بس. زندگی مردان، زنان و كودكان كربلا هم خاطرات یك نیمروز نیستند.

بی تردید، مهم ترین صحنه های زندگی این افراد، در همان نیمروز رقم خورده است . چه بسا كربلاییانی كه اگر تاریخ، آن نیمروز گرم و پر دردشان را ثبت نمی كرد، هیچ مشقی از آنها برای امروز ما نمی ماند و هیچ برگی از تاریخ به نام آنان روشنی نمی گرفت.

بهترین الگو

اسوه ها و قهرمانان نهضت بزرگ اسلامی، هیچ گاه كم نبوده و نیستند . هر چه این اسوه ها كامل تر، متعالی تر، خدایی تر و آسمانی تر باشند، راه روشن تری از هدایت، پاكی و ایمان در برابر جوانان قرار می دهند.

علی اكبر امام حسین(علیه السلام) یكی از اسوه های جاویدان برای امروز و فرداهاست. حق طلبی، شجاعت، شرافت، محبت، هوشیاری، بخشندگی و دیگر ویژگی های نیكوی او، پیش از آنكه در كربلا روایت شوند، بارها بر زبان دوست و دشمن جاری گشته اند.(1)

چنین پشتوانه بی نظیر و پر افتخاری، دل گرمی های فراوانی برای جوانان امروز پدید می آورد؛ دل گرمی هایی كه هر آزاد اندیشی را به پیروی از علی اكبر (علیه السلام) فرا می خواند . شایستگی های علی اكبر(علیه السلام) به اندازه ای است كه كینه توزترین دشمنان را به اقرار وامی دارد.

«معاویه وچند تن از نزدیكانش در مجلسی گرد هم نشسته بودند كه معاویه پرسید: چه كسی شایسته ترین فرد برای پیشوایی مردم است؟ اطرافیان گفتند: خود شما . معاویه گفت: نه، علی بن الحسین بن علی (علیه السلام) از همه لایق تر است . جد او رسول خداست . او شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی بنی ثقیف را به ارث برده است.»(2)

حق طلبی

قوت سپاه حق، به جوانانی است كه بدون هیچ سهل انگاری تنها در جست و جوی حق هستند و بدون هیچ وابستگی خاطر، مسیر حقیقت را می پیمایند. آنچه سعادت آدمی را رقم می زند، جز حقیقت نیست و حضرت علی اكبر (علیه السلام)،الگوی هر جوان حقیقت جوست.

كاروان امام حسین (علیه السلام) به سوی كربلا در حركت بود كه صدای «انالله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین.» از زبان امام حسین (علیه السلام) در گوش شب پیچید و تكرار شد. علی اكبر (علیه السلام) خود را شتابان به مركب امام حسین (علیه السلام) رسانید تا علت را دریابد. امام فرمود: «چشمانم را بر هم نهاده بودم كه دیدم، سواری نزد من آمد و گفت كه این قوم می روندو مرگ نیز به دنبال آنان روان است. دانستم كه این خبرِ كشته شدن ماست.»

اكبر(علیه السلام) پرسید: «پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم؟» امام حسین (علیه السلام)فرمود: آری، والله كه ما جز به راه حق نمی رویم.» اكبر(علیه السلام) گفت: «اگر این چنین است، چه باك از مردن در راه حق.» سخن اكبر (علیه السلام) در جان امام، شیرین نشست . حسین (علیه السلام) كه سر خویش را این گونه محو حق و طالب حقیقت دید، فرمود: خداوند پاداشی به تو دهد كه هیچ فرزندی را از جانب پدر عطا نكرده باشد.»(3)

علی اكبر(علیه السلام) به هدف خویش آگاهی كامل دارد و با بصیرت و یقین، تنها برای رسیدن به حق گام بر می دارد؛ باوری كه سختی ها و مصیبت ها و حتی كشته شدن در راه حق را به راحتی می پذیرد و كوچك ترین تردیدی به خود راه نمی دهد. شاعر درباره حضرت علی (علیه السلام) چنین سروده است: «دنیا بر دین او اثری ندارد و حق را با باطل معامله نمی كند.»(4)

پدر، عشق و پسر

علی اكبر (علیه السلام)، فرزند امام حسین (علیه السلام) است . رابطه و رفتار حسین (علیه السلام) با علی اكبر (علیه السلام) بهت آور است؛ رابطه ای شگفت انگیز كه عده ای را به كفرگویی وادار كرد و آن را رابطه عابد و معبود خوانده اند، رابطه عاشقانه دو اسم اعظم خداوند كه كسی نفهمید پدر، معشوق بود یا پسر! هر چه بود، پدر بود و عشق بود و پسر.

لباس رزم را بر تن كرد و در مقابل چشمان ملتمسانه امام حسین (علیه السلام) چند قدم برداشت . قامت اكبر (علیه السلام)، هم به حسین (علیه السلام) توان می بخشید، هم از او توان می زدود؛ هم دل می داد و هم دل می ربود و حسین (علیه السلام) پدری بود كه انگار همه دنیاست و همین یك پسر. همین امر، دل كندن را برایش سخت می كرد. به دیگران می گفت كه دل بكنید و رهایش كنید، ولی هنوز خودش دل نكنده بود. امام زمان دل به كسی بسته باشد و ملك الموت، توان گرفتن جانش را داشته باشد! این بود كه در میانه نبرد، به سوی پدر بازگشت و از بی تابیِ جسم و تشنگیِ لبش گفت . امام حسین (علیه السلام) زبان خشك خود را در دهان علی اكبر(علیه السلام) گذاشت و دوباره او را روانه میدان كرد.(5)

عشقِ این دو را در سراسر سخنانشان می توان یافت؛ وقتی امام حسین (علیه السلام) در كشاكش نبرد، با فرزند خویش سخن می گوید و او را چنین عاشقانه خطاب می كند:

«ای حبیب من، ای میوه دلم، ای نور چشم من... .(6)

«اشك های پی در پی امام حسین (علیه السلام) بهترین گواهان این عشقند.»(7) ناله های عاشقانه امام حسین (علیه السلام) بر پیكر فرزند شهید خود و آرزوی پیوستن هر چه زودتر به علی اكبر(علیه السلام)، هنوز در گوش تاریخ جاری است.

شجاعت علوی

 از بارزترین ویژگی های جوانی، شجاعت است؛ صفتی كه چون شمشیری دو سر، هم می تواند در مسیر كمال قرار گیرد، هم می تواند به نادانی و جسارت بدل شود و آدمی را به كوره راه گمراهی بكشاند . جوان امروز در جهان امروز بیش از هر چیز نیازمند شجاعتی برای ابراز ایمان و اعتقاد خویش است؛ شجاعتی كه در برابر دشمنی ها و بی خردی ها قد علم كند و مسیر رستگاری خود را باز شناسد و پیشروی در آن را هدف اصلی زندگی اش قرار دهد.

علی اكبر(علیه السلام) در رزم آوری و سلحشوری مانند علی اعظم، امیرالمؤمنین بود. كوچك ترین ترسی در او دیده نمی شد و هیچ جنگجویی توان مبارزه در برابر وی را نداشت .(8) رجزخوانی او در هنگام پیكار با دشمن، چنان وحشتی به دل ها می افكند كه هیچ كس، توان هم پایی با او را در خود نمی دید.(9)

عمربن سعد، كه دید هیچ مبارزی برای مبارزه با علی اكبر(علیه السلام) روانه میدان نمی شود، رو به طارق بن كثیر، یكی از پهلوانان سپاهش كرد و گفت: سر این جوان را كه چنین رجزخوانی می كند، برای من بیاور! طارق كه ترس در كلامش موج می زد، سرانجام با وعده حكمرانی بر موصل، تصمیم به نبرد با اكبر (علیه السلام) گرفت. یك ضربه شمشیر اكبر (علیه السلام) طارق را نقش بر زمین كرد. برادر طارق و بعد از او پسر طارق هم برای انتقام به میدان آمدند، ولی هر دوی ایشان با یك ضربه از پا درآمدند.

علی اكبر(علیه السلام) خِبره تر و آزموده تر از آن بود كه رقیبانش مجال جنگیدن پیدا كنند.(10) بكربن غانم به میدان آمد، ولی او نیز تاب شمشیر اكبر (علیه السلام) را نیاورد. علی اكبر (علیه السلام) آن قدر از آنان كشت كه صدای ناله از سپاه دشمن بلند شد .(11) مورخان، شمار كشته شدگان را در نبرد نخست علی اكبر(علیه السلام) 120 تن شمرده اند. تشنگی، توان را از پیكر اكبر(علیه السلام) گرفته بود. نزدپدر آمد . نفسی تازه كرد و میدان بازگشت .

حضرت علی اكبر(علیه السلام) جوان، ضربه های شمشیر خود را چنان توصیف كرد كه نیرو را از سپاه ابن سعد فراری داد. او خود را جوانی معرفی می كند كه با شكست و عقب نشینی بیگانه است . در نبرد دوم، 81 تن به دست اكبر (علیه السلام) بر زمین افتادند، تا آنكه دشمن چاره ای جز یورش یك پارچه ندید. آن قدر با شمشیر و نیزه بر بدن علی اكبر (علیه السلام) زدند تا اینكه از اسب بر زمین افتاد(12) و درس شهادت در راه هدف را به آزادمردان جهان آموخت .

شبیه پیامبر

 علی اكبر (علیه السلام) یكی از اسوه های بی بدیل تمدن اسلامی است . هر جمله از سخنش و هر گوشه از زندگی اش، سرلوحه ای از آزادگی و بزرگ منشی است، ولی پرسش اینجاست كه علی اكبر(علیه السلام) چه كسی را الگوی خویش قرار داده بود كه توانست بر قله بلند نیك مردی بایستد؟

پاسخ این پرسش را در كلامی از امام حسین (علیه السلام) می توان یافت . این جمله، مشهورترین و نیز دقیق ترین توصیفی است كه درباره علی اكبر(علیه السلام) به دست ما رسیده است .

زمانی كه علی اكبر(علیه السلام) سوار بر مركب به سوی سپاه دشمن می راند، امام حسین(علیه السلام) دستان خود را زیر محاسن برد سپس رو به آسمان بلند كرد و با چشمانی پراشك فرمود:«خداوندا، شاهد باش جوانی را به میدان می فرستم كه شبیه ترین مردم به پیامبرت در صورت، سیرت و سخن گفتن است... بركت زمین را از آنان [دشمنان ایشان] دریغ بدار....».(13)

به جمال نبوی و چهره پیامبر گونه علی اكبر (علیه السلام) در بسیاری از روایت اشاره شده است، آن چنان كه دشمن از شباهت او به پیامبر، در شگفت مانده بود.(14) در اینجا با توجه به دو آیه از قرآن كریم، دو نكته مهم از سخن امام حسین(علیه السلام) را بررسی می كنیم:

ـ‌ سوره قلم، آیه 4: «وَ إِنَّكَ لَعَلی‏ خُلُقٍ عَظیمٍ.» خداوند اخلاق پیامبر را اخلاق عظیم می خواند. پس اگر حضرت علی اكبر (علیه السلام) جامع ویژگی های نیك اخلاقی است، سرچشمه آن را باید اخلاق عظیم نبوی دانست.(15)

ـ سوره نجم، آیه 3:«وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی‏.» رسول اكرم (ص) هرگز از روی هوا و هوس سخن نگفت . علی اكبر (علیه السلام) به گفته امام حسین (علیه السلام)، همچون پیامبر سخن می گوید ؛ یعنی هرگز از سر هوس دهان به سخن نمی گشاید.

بنا بر این شباهت هاست كه امام حسین (علیه السلام) می فرماید:«هر زمان كه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم، به علی اكبر(علیه السلام) می نگریستیم.»(16)

پی نوشت ها :

1. فاضل دربندی، اكسیر العبادات فی اسرار الشهادات، ج2، ص687.

2. بحارالانوار، ج45، ص45؛ مقاتل الطالبین، ص 86.

3. لهوف، ص 50؛ شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص84.

4. مقاتل الطالبین، ص 86.

5. شریف الجوهری، مثیرالاحزان، ص 79؛ مؤسسه تحقیقاتی باقرالعلوم،‌موسوعه كلمات الامام الحسین(علیه السلام) ص 461

6.موسوعه كلمات الامام الحسین (علیه السلام) ص 463.

7. الارشاد، ص 239.

8. محمد بسیومی مهران، فی رجاب النبی آل بیته الطاهرین، ج8، ص 113.

9. مقرم، مقتل الحسین (علیه السلام)، ص 256.

10. اكسیر العبادات، ج2، صص 640 و 641.

11. بحارالانوار، ج45، ص42.

12. مثیرالاحزان، ص 80؛ فی رحاب النبی، ص 114.

13. مثیرالاحزان، ص 79.

14. مقتل الحسین (علیه السلام)، ص 256.

15. اكسیر العبادات، ص 684.

16. لهوف، ص 77 ؛ مقتل الحسین (علیه السلام)، ص 258.

منبع: گلبرگ 115

روابط عمومی پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان

وفاداری به آرمان ها

 هر كس عاشورایی دارد و كربلایی؛ لحظه ای كه باید میان سپاه حسین(علیه السلام) و یزید، یكی را برگزیند. اگر پای بندی به هدف ها و وفاداری بر ارزش ها در او باشد، سپاه حق را با همه رنج ها، تهمت ها مصیبت ها برمی گزیند و اگر كوچك ترین تردیدی به دل راه دهد و پایداری بر آرمان ها را فراموش كند، در گرداب پر زرق و برق باطل گرفتار خواهدشد. یافتن راه درست، كاری خطیر است و مانایی در این انتخاب، امری بسیار پرارزش و خطیر تر است.

«شب عاشورا است . فردا همه یاران به شهادت می رسند.» این را حسین(علیه السلام) به همه گفته است همه جا تاریك است . حسین (علیه السلام) از همراهان خود می خواهد كه از سیاهی شب استفاده كنند و او را رها سازند: «اینك من از حق خود گذشتم . دشمن فقط مرا می خواهد . اگر رهایم كنید، هیچ كس با شما كاری ندارد. نمانید . شب تاریك است و صبح، نزدیك . این اتمام حجت است.»

در تشویش آن شب، علی اكبر (علیه السلام)، عباس بن علی (علیه السلام) و چند تن از فداییان حسین (علیه السلام) گفتند: چرا چنین كنیم؟ برای آنكه پس از تو بمانیم!؟ خدا هرگز چنین روزی را نیاورد! تیری نیندازیم، ‌شمشیری نزنیم و تو را رها كنیم؟ نه به خدا، جان و مال و خانواده مان را فدایت می كنیم! همراهت می جنگیم تا شریك سرانجامت شویم. خدا زندگی پس از تو را سیاه كند.. .(1) نسیم وفاداری در حنجره این مردان پیچیده بود؛ ماندند تا شریك سرانجام حسین(علیه السلام) شوند.

روز عاشورا است . سپاهیان در دو سوی میدان آماده نبرد می شوند. در سویی سراسر ایمان و ایثار، ولی با تعداد كم و در سویی دیگر، سراسرِ جهل و طمع و با تعداد فراوان، آن چنان كه تا چشم كار می كند، آدم است . امان نامه آورده اند؛ برای عباس (علیه السلام) و برادرانش كه نسبتی با شمر دارند و امان نامه ای برای اكبر (علیه السلام). علی اكبر (علیه السلام)، امان نامه را می خواند:«إنَّ لك قرابهً بلأمیرالمؤمنین، یزیدبن معاویه ؛ تو فامیل یزیدی، زیرا مادرت از نسل ابوسفیان است.» اكبر (علیه السلام) از مادر، نسبتی با یزید دارد و همین، بهانه ای است كه خیال تطمیع او را در سر بپرورانند تا شاید حسین (علیه السلام) را تنها بگذارد. نمی دانستند علی اكبر (علیه السلام) یك عمر زیسته بود تا در ركاب پدر و امام خود، حسین (علیه السلام) جان خویش را فدا كند و یك عمر قد كشیده بود تا زیر پای حسین (علیه السلام) خدمتگزارش باشد . خشم در صدای اكبر (علیه السلام) آشكار بود: «من از نسل حسینم و علی و محمد...».(2)

غیرت هاشمی

نه تنها در فرهنگ اسلامی كه در سرشت هر انسانی، غیرت و جوانمردی از ویژگی های ستوده خوانده می شوند. كربلا، تابلویی فاخر از غیرت و مردانگی است. گر چه عباس (علیه السلام) به عنوان پرچم دار سپاه امام حسین (علیه السلام) و سقای طفلان او، الگوی الهی از فتوت را به همگان نشان داد، اكبر (علیه السلام) نیز سرمشقی بی نظیر در عیاری و غیرتمندی است.

مقام سقایت در كربلا، برای عباس بود، ولی ناله «العطش» طفلان، چیزی نبود كه جوان غیوری چون اكبر(علیه السلام) را آرام بگذارد. از گریه های كودكان حرم بی تاب می شد و غیرت مردانه اش لبریز می گشت: «پدرچان، من بیش از این تاب ندارم كه طفلان را تشنه ببینم . رخصتی دهید تا برای آنها آب بیاورم!» اجازه را می گرفت. شمشیر می زد و خود را به شریعه می رساند و مشك ها را مالامال از آب، برای اهل حرم هدیه می آورد.(3)

صحنه دوباره ای از غیرت اكبر(علیه السلام) را پس از شهادت یاران امام حسین (علیه السلام) دیدیم . وقتی همه اصحاب شهید شدند، تنها، مردانِ بنی هاشم، زنان و كودكان ماندند. امام حسین (علیه السلام) لباس رزم پوشید و آماده نبردشد، ولی فرزند برومند و با معرفتش اكبر (علیه السلام) نگذاشت تا پدر روانه میدان شود. غیرت هاشمی بود كه اینك در كلام علی اكبر(علیه السلام) موج می زد. «یا اَبِه، لا اَبْقَانی اللهُ بَعْدَك طَرْفَهَ عَیْن؛ پدرجان، خدا مرا به قدر یك چشم بر هم زدن پس از تو زنده نگذارد.» شاید به همین دلیل، امام حسین (علیه السلام) بی درنگ رخصت داد و اكبر (علیه السلام) نخستین سرباز هاشمی سپاه حسین(علیه السلام) شد.(4)

احیای شعائر دین

 یكایك امامان شیعه، وظیفه احیاگری دین را بر عهده داشته اند. عاشورای حسینی نیز برنامه ای احیاگرانه برای دین و جلوه های معنوی آن بود. سال های پر انحراف و بدعتِ حكومت نااهلان بر جامعه اسلامی، بسیاری از شعایر دینی را كم رنگ كرده بود. به همین سبب، برای بیداری جامعه خفته و یادآوری سنت های دینی آنان، باید بهای سنگین عاشورا پرداخت می شد.

زندگی دوباره بخشیدن به نماز، زكات، امر به معروف و نهی از منكر، و ارج نهادن به امور، بُعد مهمی از قیام عاشوراست كه از هدف های برپایی این نهضت نیز خوانده می شود. در زیات نامه امام حسین (علیه السلام) و دیگر شهیدان كربلا، درباره نماز، زكات، امر به معروف و نهی از منكر، جهاد و... تعبیرهایی آمده است: «أشهد أنَّك قد أقمتَ الصلاهَ و آتیتَ الزكاه و اَمَرتَ بالمعروفِ و نَهَیتَ عن المنكر و تَلوتَ الكتابَ حقَّ تلاوته و جاهدتَ فی الله حقَّ جهاده»؛ (5) مشابه این سخن در زیارت حضرت مسلم بن عقیل، زیارت وارث، زیارت عاشورا و زیارت نامه های دیگر نیز گفته شده است.

بزرگ داشت شعایر الهی، فصلی دوباره در جان بخشی به اسلام بود كه صف مسلمانان واقعی را از مسلمانان ظاهری جدا كرد. نماز راستین امام حسین(علیه السلام) در هنگامه خون بار عاشورا و پندهای امامانه اش به سپاه دشمن برای برپایی امر به معروف و نهی از منكر، تكلیفی بود كه هر كدام از كربلاییان بر دوش خود احساس می كردند. علی اكبر (علیه السلام) اذان گوی آن روزهای ماندگار است . هنگام اذان كه می رسید، امام حسین (علیه السلام) او را صدا می زد و از او می خواست اذان بگوید. علی اكبر (علیه السلام) هم با صدایی رسا، بانگ «الله اكبر» سر می داد و عطر نفس های مقدسش دشت را پر می كرد.

علی اكبر (علیه السلام) و خانواده

یكی از عمیق ترین پیوندهای جمعی، پیوند خانوادگی است . خانواده به عنوان نخستین و مهم ترین نهاد اجتماعی، بخش عمده ای از تربیت و فرهنگ سازی جوامع انسانی را بر عهده دارد. علی اكبر(علیه السلام) به سه طایفه سرشناس عرب منسوب است . از سوی پدر، زاده ای هاشمی از نسل رسول الله (ص) است و از سوی مادر و پدربزرگِ مادری، با بنی امیه و بنی ثقیف پیوند خونی دارد. جالب آنكه اكبر (علیه السلام) هرگز به خویشی خود با بنی امیه كه حكمرانان جامعه اسلامی بودند، افتخار نكرد. هر زمان كه او را به بنی امیه و بنی ثقیف نسبت می دادند، بی توجه به این امر، با كمال افتخار فقط خود را یك هاشمی از نسل نبی مكرم (ص) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) معرفی می كرد. این گونه شواهد تاریخی، نشانه تأثیر فراوانی است كه وی از خاندان پدری خود گرفته است .

حضور علی اكبر(علیه السلام) در میان خانواده آن قدر پرخیر و كارگشاست كه امام حسین (علیه السلام) بارها وی را بر آرامش خاطر دادن به زنان و دختران بی قرار خیمه ها، نزد آنان می فرستاد. تكیه گاه زنان و كودكان، بعد از امام حسین (علیه السلام)، علی اكبر (علیه السلام) بود و برای همین، زمانی كه اكبر (علیه السلام) راهی میدان می شد، وابستگی خیمه ها را به خود احساس می كرد.(6) تمام عاطفه ها بر دست و پای او، بر گردن و ردایش و بر دلش پیچیده بودند. تنها، پایبندی به هدف مقدسش بود كه او را از آمیختگی با خانواده جدا كرد و با خداوند درآمیخت.

احساس مسئولیت او در برابر خاندان اهل بیت(علیه السلام)، به اندازه ای بود كه در اوج تشنگی، همواره سهم آب خود را به كودكان و زنان حرم می داد و خود، تشنه لب می ماند . سرانجام نیز با همان عطش به میدان رفت و از دستان پیامبر سیراب شد.(7)

پی نوشت ها :

1. تاریخ طبری، ج7 ؛ ابوالقاسم پاینده، ص 3015.

2. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، تاریخ امام حسین (علیه السلام)، ج4، صص 1 و 2 ؛ مقتل الحسین (علیه السلام)، ص 257.

3.مقتل الحسین (علیه السلام)،صص 257 و 258.

4. الارشاد، ج2، ص 110 ؛ بحارالانوار، ج45، صص42 و 43.

5. مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین (علیه السلام) در شب های قدر، ص444.

6. مقتل الحسین (علیه السلام)، ص 257.

7. لهوف، ص 78.

منبع: گلبرگ 115

موضوعات

به گالری تصاویر دیدنی پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان خوش آمدید

آرشیو سایت

نظرسنجی

    به نظر شما آیا نظام آموزش و پرورش كشور در حوزه تربیت اسلامی موفق بوده است ؟



  • فهرست مطالب پ‍ژوهشكده بنیان

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید ماه آینده :
  • تعداد کل اخبار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات